بر درش برگ گلی می کوبم،روی آن با قلم سبز بهار
مینویسم ای یار خانه ی ما اینجاست
تا که دیگر نپرسد سهراب، خانه ی دوست کجاست.
یکی از بزرگان یه جمله ای گفته که خیلی من رو تحت تأثیر قرار داده و من این جمله رو سرمشق
زندگیم قرار دادم:
من شهرساز نیستم ، اما شهرسازی را دوست دارم.
خوب بگذریم.
بلاخره تموم شد. ترم چهار رو میگم. ترم چهارم با همه ی خوبی ها و بدیهاش و با تمام خاطرات
تلخ و شیرینش امروز تموم شد.(( چه کـُنِم؟ ))
عجب ترمی بود فکر کنم یکی از پرکار ترین و شلوغ ترین ترم هایی بود که تا به الآن گذرانده بودیم.
۱۸ واحد اختصاصی.(به به)
البته زیاد اغراق نمی کنم چون جمعه ها را میتونستیم تو خونه باشیم البته نه برای تفریح و استراحت
بلکه برای انجام کارهای عقب افتیده ی هفته .
بازم خدا را شکر که به خیر و خوشی به آخر رسید.
اُه .... تازه یادم نبود . هنوز امتحانات شروع نشده.
فکر کنم این امتحانات باشن که خیر و خوش بودن ترم رو معین می کند.
خب تا اینجاش که گذروندم بقیه اش هم خدا بزرگه.......![]()
![]()
![]()
![]()
کار را که کرد آن که تمام کرد.
میخواستم بگم که ما بچه های شهرسازی ۸۵ بیش از این حرفها هستیم که بخوایم خستگی
به خودمون راه بدیم.(باورتون نمیشه از استاد اکبری بپرسید.)
من مطمئنم که این ترم از نظر نمره بهترین ترمه.![]()
![]()
![]()
همچنین برای همه ی بچه های دانشکده هنر و معماری یزد، بچه های شهرسازی ، معماری و نقاشی
آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم که امتحانات را به خوبی بگذرونن و بعد از سه ماه استراحت انشالله اول
مهر با یک انرژی مضاعف شروع کنن.
البته بچه های شهرسازی ۸۵ که نیاز ندارن که اول مهر را با انرژی مضاعف شروع کنن آخه ما همین
الآنش (اینقدر انرژی داریم که اگر اول مهر مضاعف باشید میترکونه . ما فقط توتابستون یکم استراحت و
تفریح میکنیم )
در پایان:
از چارلی چاپلین میپرسند:خوشبختی چیه؟
میگه خوشبختی فاصله ی این بدبختی تا بدبختی بعدیه.
این جمله رو آوردم تا بگم برای ما دانشجویان . استراحت فاصله ی این ترم تا ترم بعدیه.
نوشته شده در جمعه 10 خرداد1387 توسط حامد | لينك ثابت |
