این وبلاگ چند تا نویسنده ی دیگه هم داره که به موقع وارد گود میشن و با مطالبشون میترکونن.
امروز هم قصد نداشتم مطلب بذارم . اما یاد یه قضیه ای افتادم و گفتم همین الآن مطلبشو بذارم.
تو طول مدت عمر شهرسازی ۸۵ اتفاقات خوب و بد زیادی واسه بچه های کلاس افتاد . خاطره های
زیادی تو ذهن ما موندگار شد :
خاطره ی کلاس استاد نور محمد زاده تو حیاط مرتاض(جدال بر سر موسیقی سنتی.....)
خاطره ی کلاسهای استاد پسران و روزایی که هر کی یه گوشه مینشست و طراحی می کرد.
خاطرات کلاس ریاضی .
خاطره ی اشعار سهراب سپهری تو کلاسای استاد کوششگران
خاطره ی سوتی استاد ادبیات(خوشا کاشان و .........)
و خاطرات خوش کلاس های استاد بیگ زاده.
و خیلی خاطرات دیگه.
اما منظور من این خاطرات نبود.
شاید برجسته ترین خاطره ی ما خاطره ی انتقالی۲ تا از بچه های شهرسازی۸۵ به دانشگاه تهران بود
ومن وظیفه ی خودم میدونستم تو همین روزای آغازین وبلاگ یادی از اونا بکنم و بگم درسته اونا در
حال حاضر تو جمع ما نیستن اما ما همیشه به یاد اونا هستیم و اونا هر جا که باشن یه عضو از
شهرسازی ۸۵ هستن.
نوشته شده در چهارشنبه 25 اردیبهشت1387 توسط همکلاسی | لينك ثابت |

