تبليغاتX
شهرسازی 85
شهرسازی 85
درباره وبلاگ
این وبلاگ واسه ما بر و بچه های شهرسازی 85 یه دفترخاطراته تا روزهای با هم بودنمون رو ثبت کنیم
منوي اصلي
صفحه نخست
آرشيو مطالب
پست الکترونیک
آرشيو مطالب
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
نويسندگان
همکلاسی
حامد
زهره ن.
پيوندهاي روزانه
RUDI
CABE
پرنده سفید
نگارستان تفت
شهرسازی دانشگاه گیلان
شهرسازی دانشگاه شیخ بهایی اصفهان
شهرسازی 86 ارومیه
سایت وزارت مسکن و شهرسازی
شهرسازی86 آرادان
بچه های دانشکده ی علامه دهخدا(قزوین)
پيوندها
چند صفری
رازها و نیازها
گروه تمپفا
محسن طباطبائی
محمد جواد عبدی - رادیو جوان
قالب وبلاگ
امكانات

سلام . سال نوتون مبارک .

لیست مقالات و کتابهای شهرسازی :

ليست کتابهای فارسی در زمينه شهرسازی

دریافت ۱ گیگ مقالات شهرسازی

 

سایت های مخصوص سرچ مقالات :

www.SID.com

http://parandeysefid.blogfa.com

www.esnips.com

فرموده بودید زبان اصلی ! ما به علت اینکه در مطالعه کتابهای ترجمه شده مانده ایم زیاد به متون زبان اصلی مراجعه نمی کنیم :) به نظرم بهتره شما اگر دانشجوی شهرسازی هستید از اساتیدتون سوال کنید . ولی دو تا سایت هست که در لینک های روزانه اد شده ، در مورد معماری و شهرسازی هست و خبرها و طرح ها و .. جدید رو توش می زنه و قابل فهم هم هست .که البته خانوم رفعتی لطف کردند معرفیشون کردند :

RUDI

CABE

+ لیست (تصویر !) کتاب های جدید شهرسازی به زبان انگلیسی

....

 

+ سایتی هست با آدرس www.goodreads.com  در اینجا افرادی که عضو هستند ، کتابهایی  که تا به حال خوندن رو ثبت می کنند و چکیده ای از اون هم به دلخواه می نویسند ، شما می تونید در این سایت عضو بشید ، هم کتابهایی رو که خوندید به بقیه معرفی کنید و هم کتابها رو با اسم یا موضوع یا اسم نویسنده سرچ کنید .

 

 


نوشته شده در پنجشنبه 6 فروردین1388 توسط زهره ن. | لينك ثابت |
سلام .

خانم قانع زحمت کشیدن این یه صفحه رو از سایت منظر فرستاده بودن واسه ی وبلاگ . برای من جالب بود . البته من با عکساش بیشتر رابطه برقرار می کنم! :

ر.ک به ادامه مطلب !!!

 


نوشته شده در سه شنبه 5 آذر1387 توسط زهره ن. | لينك ثابت |

  طرحی به نام آسمان ، شهر شناور به ارتفاع 2001 متر در کشور ژاپن در دست ساخت می باشد . این شهر با جمعیتی معادل 300 هزار نفر و در پانصد طبقه با عمر مفید 600 سال طراحی شده است و در مدت 25 سال ساخته خواهد شد .



 

 این طرح در خلیج توکیو اجرا می شود و فونداسیون آن در عمق 200 متری دریا قرار دارد و در برابر 14 ریشتر زلزله مقاوم خواهد بود . همچنین دارای سیستم دٿاعی ساختمان در برابر طوفانهای دریایی و سیستمهای قوی ایمنی در مقابل آتش سوزی، رعد و برق و غیره است و در تمام زمینه ها خود کفاست . این طرح در هر هشتاد متر ، فضای خالی جهت دیدن آسمان و نور کافی برای آپارتمانها پیش بینی شده است.

در ساخت این شهر از رفبوت استفاده خواهد شد . طراحان معتقدند اگر چه این طرح خیالی است اما ژاپن آن را پیاده خواهد کرد.

این مطلب برای این ذکر شده که ذهن خواننده تا حدودی به پیشرفت کشورهای جنوب شرق آسیا در زمینه شهرسازی معطوف شود. آنها ، به ایجاد شهرهای فوق مدرن با مدیریت بسیار بالایی اندیشیده اند ولی هنوز ما در امور مقاوم سازی ساختمانها و بناهای خود نتوانسته ایم کاری انجام دهیم و با وجود اینکه کشور ما جزء کشورهای حادثه خیز از جمله زلزله خیز دنیا قرار دارد باید مقاوم سازی بناها در اولویت برنامه کاری دولت قرار داشته باشد و هم راستا با آن آموزش در مقابل حوادث طبیعی نیز می تواند تا حد بسیار زیادی از تلفات جانی و مالی جلوگیری نماید.

 

ممنون از خانم قانع برای ارسال مطلب :)

منبع

 

 

 

 


نوشته شده در یکشنبه 14 مهر1387 توسط زهره ن. | لينك ثابت |
شعری از فریدون مشیری

 

تنها درخت کوچه ما در میان شهر
تیری است بی چراغ


اهل محله مردم زحمتکش صبور
از صبح تا غروب
در انتظار معجزه ای شاید
در کار برق و آب
امضای این و آن را طومار می کنند .
شب ها میان طلمت مطلق سکوت محض
بر خود هجوم دغدغه را تا سرود صبح
هموار میکنند .


گفتم سرود صبح ؟
 آری به روی شاخه آن تیر بی چراغ
زاغان رهگذر
صبح ملول گمشده در گرد و خاک را
اقرار می کنند ! 

"بابک" میان یک وجب از خاک باغچه
بذری فشانده است
وزحوض نیمه آب
تا کشتزار خویش
 نهری کشانده است


وقتی که کام حوض
چون کام مردمان محل خشک می شود
او زیر آفتاب
گلبرگهای مزرعه سبز خویش را
با قطره های گرم عرق آب می دهد


در آفتاب ظهر که من می رسم ز راه
طومار تازه ای را همسایه عزیز
با خواهش و تمنا با عجز و التماس
از خانه ای به خانه دیگر
 سوقات میبرد


این طفل هشت ساله ولیکن
کارش خلاف اهل محله است
در آفتاب ظهر که من می رسم ز راه
با آستین بر زده در پای کشتزار
بر گونه قطره های عرق ،شهد خوشگوار
از بیخ و بن کشیده علف های هرزه را
فریاد می زند
"بابا.. بیا بیا "
"گل کرده لوبیا! "

لبخند کودکانه او درس میدهد :
 کاین خاک خارپرور باران ندیده را
با آستین بر زده آباد میکنند
از ریشه می زنند علف های هرزه را
آنگاه
 با قطره های گرم عرق، باغهای سبز
بنیاد میکنند

 


 


نوشته شده در پنجشنبه 4 مهر1387 توسط زهره ن. | لينك ثابت |
 

    برای رعایت قانون کپی رایت روی این لینک کلیک کنید !

 

 

    اینهم hyper-photo ی شهر پاریس .     (ترجیحا با اینترنت پر سرعت چک شود)

 

 


نوشته شده در دوشنبه 4 شهریور1387 توسط زهره ن. | لينك ثابت |

 

ترم پیش برا درس برنامه ریزی کلی تحقیق کردیم کلی مقاله نوشتیم و خط زدیم و منبع دادیم و منبع عوض کردیم و کنفرانس دادیم و ..!! حالا گفتم بد نیست به دور از مقررات مقاله نویسی موضوعی رو که برای خودم جالب بوده رو به زبان خودمانی تر توی وبلاگ بذارم تا بقیه هم در جریان بعضی چیزایی که من نبودم قرار بگیرند ! :

 

حتما شنیدید که فلان زمین توی طرحه ، باید پوووول بدن تا از  طرح درش بیارن ، یا مثلا تو فیلما یه عده شانس بهشون رو می کنه و خونشون میفته توی طرح و مثلا اتوبان از کنارش رد میشه و پولدار می شن !.

 

این طرح ها طرح های شهری هستند که برای خودشون سلسله مراتبی دارن . اولین رتبه طرحی که در سطح شهر برنامه ریزی میشه طرح جامع شهری* هست .. که خیلی کلی هست با چشم انداز 20 ساله . ( و به روایتی 10 ساله !) . اینکه شهر تا کجا پیش بره و محدودش کجا باشه ، حتی اینکه جمعیت شهر چقدر باشه ! خیابون های اصلی کجا باشن ، کجای شهر به طور کلی مسکونی باشه ، کجا صنعتی کجا تجاری و ... در این طرح مشخص می شن .

 

طبق اون طرح تفصیلی نوشته میشه . این طرح در سطح محله ها کار می کنه و خیلی دقیق تر از اون یکیه . ، تعیین اندازه خیابون ها ، جمعیت**، کاربری دقیق هر قطعه زمین ، و خلاصه دخالت در خصوصی ترین مشخصات املاک ومستغلات ! از برنامه ریزی تو این طرح نشأت می گیره . البته طرح های دیگه ای هم مثل طرح اجرایی و آماده سازی هم به طور دقیق هستند . که اولی در مقیاس بزرگتر برای طرح های بسیار دقیق تر مربوط به خیابون ها و کوچه ها هست و دومی بیشتر روی بحث مسکن تمرکز داره . خب حالا ببینیم این طرحا از کجا اومدن :

 

پاتریک گدس اولین کسی بود که برنامه ریزی شهری رو به صورت منطقی آورد و طرح جامع شهری رو داد .( قبل از اون طراحی شهري توسط معماران به صورت خطوطي نشات گرفته از ايده هاي آرماني انجام مي گرفت ) که از سال 1947 اول در انگلیس ، بعد امریکا و بعد در کل دنیا اجرا شد . جالبه بدونید در ایران کی اجرا شد ؟ سال 1347 . ( با نیم قرن تاخیر ). و درست مطابق ضوابط و اصول اولیه 50 سال پیش از اون .   در همان حالی كه طرح هاي جامع مورد انتقاد كوبنده ي برخي از گروه ها بود ، يعني در سال 1347طرح جامع تهران با همون سیاق الگوی طرح های جامع کشور شد .

البته این اختلاف در فاز طرح های شهری قبلا هم بوده مثلا : درست در زماني كه اصل منشور آتن در چهارمين كنكره معماران مدرن زير نظر لكلوربوزيه به تصويب مي رسید و بر ارزش هاي انساني و معماري در شهرها تاكيد مي شد(1313 ه . ش)سر تيپ كريم آقا بوذر جمهوري كفيل شهرداري تهران به روش شهردار پاريس خيابان هاي جديد تهران را در بافت قديم شهر مي گشود.

 

خب طراحان و برنامه ريزان جهان سوم به شدت تحت تاثير طرح هاي غربي بوده و هستند و در واقع مي توان گفت كه حتي جهت شهرسازي در كشورهاي جهان سوم را طرح ها و برنامه هاي غربي هستند كه تعريف مي كنند. (این از یه کتابی بود!)

 

این باعث شده چون نیاز ها و شرایط و مسوولین ما در اون زمان مطابق با کشور های پیشرفته نبودند طرح های شهری با شکست مواجه بشه و شهرهای ما به سمتی پیش بره که الان هست . الان اکثر پیش بینی هایی که در طرح های جامع گذشته اتفاق افتاده به وقوع نپیوسته .

 

و علت های زیادی رو براش عنوان کردند ، (از بحث شناخت که بگذریم) مهم ترهاش اینهاست که اصلا امکان پیش بینی در بحث اجتماعی و اقتصادی وجود نداره ! و یا اینکه توی تنظیم طرح اصلا و ابدا به نظر مردم توجه نمی شه . در کشور های پیشرفته طرح ها حتما به نظر مردم می رسه . در امریکا انقدر مردم به سیاست های حکومتی بد بینند که هر ایالت برای خودش طرح شهری داره .

 

"در بسياري از كشورها چون ژاپن، نقشه طرح تفصيلي هر محله به تفكيك كاربري اراضي و توزيع شبكه خدمات رفاهي، آموزشي و بازرگاني به موازات تهيه طرح در مكان مورد نظر نصب مي شود تا علاوه بر اظهار نظر سازمانهاي مسؤول و كارشناسان، شهروندان نيز در تدوين آن سهيم باشند اما در ايران نه تنها مردم هيچ سهمي در تهيه طرح و شناختي از ماهيت آن ندارند بلكه هر از چند سالي با نقشه اي مواجه مي شوند كه يا يك شبه با تغيير كاربري ملكشان ميلياردر مي شوند و يا با قرار گرفتن اراضي شان در طرح تعريض شبكه معابر بيچاره .  "   دکتر منصوری-هیئت علمی دانشگاه تهران .

 

بگذریم از اینکه این طرح ها در ایران نه به وقتش تولید می شه و نه به طور کامل اجرا . امروزه در کشورهای توسعه یافته از طرح های راهبردی – ساختاری استفاده میشه . که یه جورایی سیال هستند . پیش بینی قطعی نمی کنند ، به مشارکت مردم متکی هستند ، و به جنبه های غیر فیزیکی شهر ، اجتماعی ، فرهنگی و ..، هم توجه بسیار بیشتری می کنند .

 

 ولی تو تهیه این طرح ها در کشور ما باز هم باید تفاوت های تابلوی کشور ها و شرایط رو در نظر گرفت . مثلا در اون کشور ها  رشد جمعیت به درجه صفر کلوین رسیده ! در حالیکه درصد اون در کشور ما چیزی نزدیک به دمای جوش آب رو داشته !!  اینست که به نظر خیلی ها باید ترکیبی از طرح های جامع و تفصیلی با طرح های ساختاری در ایران اجرا بشود . :)

 

 

--------------

 

*در اثناء کنفرانس این طرح، محقق اون خانوم قانع توسط استاد ملقب شدند به خانوم جامع !!

 

**مثلا اینکه جمعیت بچه های محل چقدر باشه  !

 

 

 

-                     لینک های مرتبط :

 

گزارشي از تهيه طرح هاي جامع و تفصيلي؛قانوني ديروزي براي شهرهاي امروزي

پیشنهادات برای بهتر شدن طرح های توسعه شهری

طرح های جامع و تفصیلی + موضعی-موضوعی در تهران

سخن منطقی مهندسین مشاور پارس آرایه

 

 

 


نوشته شده در سه شنبه 8 مرداد1387 توسط زهره ن. | لينك ثابت |
 از نیویورک برایت می نویسم ..
 

" احمدرضای عزیز، تنبلی هم حدی دارد. این را می دانم. ولی باور کن فکر تو هستم. و سپاسگزار نامه هایت. من به شدت در این شهر مانده ام. آن هم در این شهر بی پرنده و نا درخت. هنوز صدای پرنده نشنیده ام (چون پرنده نیست، صدایش هم نیست.) در همان امیرآباد خودمان توی هر درخت نارون یک خروار جیک جیک بود. نیویورک و جیک جیک؟!

توقعی ندارم. من فقط هستم. و گاهی در این شهر گولاش می خورم. مثل اینکه تو دوست داشتی و برایت جانشین قورمه سبزی بود. الهام گولاش کمتر است. غصه نباید خورد. گولاش باید خورد، و راه رفت، و نگاه کرد به چیزهای سرراه. مثل بچه های دبستانی، که ضخامت زندگی‌‏شان بیشتر است. می دانی باید رفت بطرفِ و یا شروع کرد به. من گاهی شروع می کنم. ولی همیشه نمی شود. هنوز صندلی اطاقم را شروع نکرده ام. وقت می خواهد. عمر نوح هم بدک نیست. ولی باید قانع بود. و من هستم. مثلا یک چهارم قارقار کلاغ برای من بس است. یادم هست به یکی نوشتم: چهار سوم قناری را می شنوم. می بینی، قانع تر شده ام. راست است که حجم قارقار بیشتر است، ولی در عوض خاصیت آن کمتر است. مادرم می گفت قار قار برای بعضی از دردها خاصیت دارد.

من روزها نقاشی می کنم. هنوز روی دیوارهای دنیا برای تابلو جا هست. پس تندتر کار کنیم. باید کار کرد. ولی نباید دود چراغ خورد. اینجا دودهای زبرتر و خالص تری هست. دودهای با دوام و آب نرو. در کوچه که راه می روی، گاه یک تکه دود صمیمانه روی شانه ات می نشیند و این تنها ملایمت این شهر است. و گرنه آن جرثقیل که از پنجره اطاق پیداست، نمی تواند صمیمانه روی شانه کسی بنشیند. اصلا برازنده جرثقیل نیست. اگر این کار را بکند به اصالت خانوادگی خود لطمه زده است. توی این شهر نمی شود نرم بود و حیا کرد و تهنیت گفت. نمی شود تربچه خورد. میان این ساختمان های سنگین، تربچه خوردن کار جلفی است. مثل این است که بخواهی یک آسمان‌‏خراش را غلغلک بدهی.

باید رسوم اینجا را شناخت. در اینجا رسم این است که درخت برگ داشته باشد. در این شهر نعناء پیدا می شود، ولی باید آن را صادقانه خورد. اینجا رسم نیست کسی امتداد بدهد. نباید فکر آدم روی زمین دراز بکشد. در اینجا از روی سیمان به بالا برای فکر کردن مناسب تر است. و یا از فلز به آن طرف. من نقاشی می کنم، ولی نقاشی من نسبت به گالری های اینجا مورب است.

نقاشی از آن کارهاست. پوست آدم را می کند. و تازه طلبکار است. ولی نباید به نقاشی رو داد، چون سوار آدم می شود. من خیلی ها را دیده ام که به نقاشی سواری می دهند. باید کمی مسلح بود، و بعد رفت دنبال نقاشی.

گاه فکر می کنم شعر مهربان‌‏تر است. ولی نباید زیاد خوش خیال بود. من خیلی ها را شناخته ام که از دست شعر به پلیس شکایت کرده اند. باید مواظب بود. من شب‌‏ها شعر می خوانم. هنوز ننوشته ام. خواهم نوشت.

من نقاشی می کنم. شعر می خوانم. و یکتایی را می بینم. و گاه در خانه غذا می پزم و ظرف می شویم. و انگشت خودم را می برم. و چند روز از نقاشی باز می مانم. غذایی که من می پزم خوشمزه می شود به شرطی که چاشنی آن نمک باشد و فلفل و یک قاشق اغماض. غذاهای مادرم چه خوب بود. تازه من به او ایراد می گرفتم که رنگ سبز خورش اسفناج چرا متمایل به کبودی است. آدم چه دیر می فهمد. من چه دیر فهمیدم که انسان یعنی عجالتاً. ایران مادرهای خوب دارد و غذاهای خوشمزه و روشنفکران بد و دشت های دلپذیر. و همین ... "


سهراب سپهری ...


نوشته شده در دوشنبه 6 خرداد1387 توسط زهره ن. | لينك ثابت |
عناوين آخرين مطالب ارسالي
» کلياتي در مورد شهرسازي, برنامه ريزي شهري و مسائل مرتبط با آن
»
» آدرس!
»
» جهان شهری در سال 2050
» فقط 3 ترم دیگه
» رمانتیک ترین شهرهای جهان
»
» عناصر سازمان دهنده شهر
» سفر
» مديريت
» شهر شناور
» ...
»
»
» پانزده افق برتر شهرهای دنیا!
»
» دعوت نامه
» طرح های شهری
» مهندسی شهرسازی
» خیابان زرد
» سرزمین عجایب
» .......
» بدون شرح!
»
» پند
» یادبود
» یکی بود یکی نبود.....
» سرآغاز

shahrsazi85

همکلاسی

shahrsazi85

http://shahrsazi85.blogfa.com

شهرسازی 85

شهرسازی 85

شهرسازی 85

این وبلاگ واسه ما بر و بچه های شهرسازی 85 یه دفترخاطراته تا روزهای با هم بودنمون رو ثبت کنیم

شهرسازی 85

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog